info@manokoodak.ir
امروز : پنج شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷
روانشناسیمشکلات رفتاری

ترس از مدرسه رفتن

83بازدید

Fear of going to school

 

 

ترس های متفاوت
کلاوس نوجوان ۱۵ ساله ای است که در اوج ناامیدی و یاس مادرش، از رفتن به مدرسه دست کشید. ۶ ماه پیش پدر و مادرش، پس از یک دوره زناشویی پرتنش از هم جدا شدند.
کلاوس به پدرش وابسته بود؛ پدری که بعد از طلاق به شهر دیگری نقل مکان کرده بود. به همین دلیل از این که ممکن است مادرش را هم به زودی از دست بدهد دچار وحشت شد.
این طور شد که علائمی در بدن او بروز کرد و مادرش مجبور شد هر روز پس از کارش مستقیم به خانه بیاید و مراقبت از او را به عهده بگیرد. اگر چه دکتر برای علائم متعدد جسمی او (از قبیل دل درد، تهوع، سرگیجه، سردرد) هیچ علتی پیدا نکرد اما رفتار کلاوس مانند یک فرد به شدت بیمار بود.
کلاوس در دوران کودکی هم برای جداشدن از مادرش مشکل داشت. او به همین علت اغلب اوقات به مهدکودک نمی رفت و بعدها در رفتن به مدرسه نیز با همین مشکل دست به گریبان بود.
یاسمین دختر ۱۶ ساله ای است که به در خواست والدینش باید دستش را ادامه بدهد، چون بیشتر اقوام او تحصیلات دانشگاهی دارند. با این که موانع موجود در زمینه تحصیل رشته پزشکی برای یاسمین مشخص شده اند، او مخالفتی با تحصیلات دانشگاهی در این رشته ندارد؛ اما در صورتی که درس خواندن برایش خیلی سخت و طاقت فرسا نباشد. او در یادگیری همه درس ها سخت تلاش می کند اما همیشه از شکست وحشت دارد.
به همین دلیل ناراحتی های روانی بی شماری برای یاسمین به وجود آمد. او به علت همین ناراحتی ها چند ماه آخر مدرسه را اغلب در کلاس درس شرکت نمی کرد. در صورتی که پدرش که پزشک متخصص بود سعی داشت به او بقبولاند که هر وقت بخواهد می‌تواند در کلاس درس شرکت کند و از نظر پزشکی مشکلی برایش ایجاد نمی شود.

 

 

ولی هدف یاسمین روشن بود او قصد داشت با عدم شرکت در کلاس، کارنامه‌ای دریافت نکند. چون اگر به طور مرتب سر کلاس درس حاضر می شد، حتما باید منتظر دریافت کارنامه ای با نمره‌های منفی می ماند؛ و این دقیقاً همان چیزی بود که پدرش را به سختی ناامید و دلسرد می کرد.
کلاوس از فوبی مدرسه رنج می برد و یاسمین دچار ترس از مدرسه بود. تفاوت بین فوبی مدرسه و ترس از مدرسه در مناطق آلمانی ‌زبان سابقه دارد.

تفاوت ترس از مدرسه و فوبی مدرسه
ترس از مدرسه بیانگر ترسی است که به خود مدرسه معطوف است. فوبی مدرسه ترسی نیست که به خود مدرسه مربوط باشد، بلکه ترس از جدایی است؛ جدایی از افراد مهم (معمولا مادر). بنابراین، مکان مربوط به این اختلال مدرسه نیست بلکه خانه است.
تعریف فوبی مدرسه، به عنوان مشکل ترس و اضطراب جدایی از افراد مهم، به حوزه روانشناسی تحلیلی مربوط است و اساساً با مفهوم فوبی که به ترس از یک شی یا موضوع و یا موقعیت مربوط می‌شود در تضاد است. کودکی که دچار فوبی مدرسه است، به خاطر دلبستگی و تعلق خاطر بیش از اندازه به افرادی مانند مادر، معمولا نمی تواند مدتی طولانی از آنها جدا بماند و به همین دلیل نمی‌تواند به مدرسه برود.
علائم جسمانی ترسی مانند تهوع، دل درد یا سردرد که کودک به علت همین علائم می‌خواهد از مدرسه دوری کند در درجه اول اهمیت قرار دارند. این علائم اواخر هفته و یا در تعطیلات ناپدید می شوند.
ترس و اضطراب از جدایی اغلب در مراحل معینی از رشد فرد بروز می‌کنند:
۱٫ ورود به مهد کودک
۲٫ ورود به مدرسه
۳٫ دوران بلوغ، یعنی زمانی که باید یک جدایی طبیعی (جدایی از والدین) رخ دهد.
کودکان و نوجوانان دارای فوبی مدرسه (اختلال اضطراب جدایی) اکثرا دانش‌آموزان با استعدادی هستند؛ استعدادی در حد متوسط یا بیش از حد متوسط، آنها معمولا از معلم‌ها و مطالب درسی خاص هیچ ترسی ندارند.
چون دلبستگی مادر و کودک دو طرفه است لذا جدایی برای کودک بسیار سخت می‌شود. این امر می‌تواند نتیجه شرایط زندگی فرد باشد؛ مثلا زندگی مادری که فرزندش را به تنهایی بزرگ کرده است، عدم رضایت از زندگی زناشوئی، طلاق، جدایی یا غیبت مکرر همسر، وابستگی عاطفی مادر به فرزندش، نقش او را به عنوان پرورش دهنده و مربی کودک دشوارتر می‌سازد.
مادر به محض رویت علائم جسمانی فرزندش، اغلب با او همدردی می کند و برای فرستادن کودک به مدرسه قاطعانه عمل نمی کند. او با این رفتار علائم ترس را در کودک شدت می‌بخشد.
فوبی مدرسه می‌تواند نشانگر مشکلات گسترده و همه جانبه خانواده نیز باشد. برای مثال، کودک به مدرسه نمی رود تا در خانه حواسش به این باشد که والدینش با هم دعوا و مشاجره نکنند یا از هم جدا نشوند و یا به مادرش وقتی از مشکل الکلی بودن همسرش رنج می‌برد کمک کند.
فوبی مدرسه اکثرا در بچه های کوچکتر ایجاد می شود، البته این ترس در شرایط و موقعیت های خاصی مانند طلاق، برای نوجوانان هم اتفاق می افتد.
ترس های مربوط به مدرسه معمولاً شکل های خاصی از ترس های اجتماعی یا ترس های عملکردی هستند.
کودکانی که ترس از مدرسه دارند معمولا از دل درد، تهوع، استفراغ، اسهال، سردرد، بی اشتهایی، اختلال خورد و خوراک، اختلال خواب و تب های دوره ای رنج می برند.
این علائم در خانه شروع می شوند، در راه مدرسه افزایش می یابند و بعد از مدت کوتاهی توقف در مدرسه به حدی می رسند که بالاجبار کودک را باید به خانه فرستاد. این مسئله اغلب منجر به یک غیبت طولانی از مدرسه می شود. به این ترتیب کودک این تجربه را به دست نمی‌آورد است که این ناراحتی‌ها و دردهای جسمانی، پس از مدت کوتاهی در اثر عادت به موقعیت کاهش می یابند.
وقتی فردی به علت علائم جسمانی ناشی از ترس، از رفتن به مدرسه خودداری و یا ساختمان مدرسه را قبل از موقع ترک کند، این امر می‌تواند ترس از مدرسه را در او تشدید کند.
ترس از مدرسه از طریق پیامدهایی چون عقب افتادگی درسی، داشتن نقش یک دانش آموز دارای بیماری روانی و غیره به طور مرتب بیشتر و بیشتر می شود و آن طور که اغلب تصور می‌شود، این ترس با استراحت چند هفته ای دانش آموز در منزل، نه به حالت اول باز می گردد و نه کاهش می یابد.

 

 

امتناع از رفتن به مدرسه به دلیل فوبی مدرسه یا ترس از مدرسه با مسئله فرار از مدرسه (یا به اصطلاح بچه ها جیم شدن) کاملا متفاوت است.
بچه هایی که از مدرسه فرار می‌کنند و این موضوع را از والدین خود پنهان می کنند به هیچ وجه دچار ترس و اضطراب جدایی نیستند و از مدرسه هم نمی ترسند. هیچ گونه از علائم جسمانی مربوط به ترس هم در این دانش آموزان مشاهده نمی‌شود. آنها فقط انگیزه کمی برای یادگیری دارند و به نظرشان فرار از مدرسه خیلی لذت دارد چون موفق شده اند از فشار و زحمت یادگیری بگریزند.

غلبه بر فوبی مدرسه و ترس از مدرسه
علی‌رغم علل متفاوتی که در پس فوبی مدرسه و ترس از مدرسه وجود دارد پاره ای از نکات و اصول معین ارائه می‌شود تا شاید بتوانند در برخی موارد مددرسان شما باشند:
– یک معاینه دقیق پزشکی جهت کنار گذاشتن علل ارگانیک برای ناراحتی های شایع جسمی ضروری است.
– بهترین روش عبارت است از همکاری میان والدین، آموزگاران، پزشک مدرسه، روانشناس مدرسه و روانشناس یا روان درمانگری که در بیرون از محیط مدرسه فرد را معالجه می کند.
– بهتر است در مدرسه حتی الامکان مقررات و ضوابط خاص و معدودی شامل حال نوجوان گردد تا او به عنوان یک فرد منزوی یا بیمار در جمع کلاس ظاهر نشود.
– در خصوص مشکلات موجود در راه مدرسه، ابتدا فردی از اعضای خانواده باید نوجوان را همراهی کند تا مطمئن شود که به مدرسه می رسد.
– در صورت عقیم ماندن همه اقدامات خودیاری، حمایت روانشناس یا روان درمانگر بجا و لازم خواهد بود.
– در ترس های بسیار شدید، تمرینات ذهنی در آغاز راه می توانند یاری‌گر کودک باشند؛ به این ترتیب که موقعیت های تولید کننده ترس را در فکر و اندیشه خود از بین ببرند و بر آن غلبه کنند.
– در صورت نیاز (برای مثال در فوبی مدرسه) بهتر است والدین نیز مشاوره یا درمان مختصری را از طریق یک متخصص درخواست نمایند. البته بهتر است بر روی درمان نوجوان تمرکز گردد و در نهایت در خصوص غلبه بر مشکلات خانوادگی فعالیت شود.

  منبع : کلیدهای برخورد با ترس در نوجواناندکتر هانس مورشیتسکی؛ مترجم لیلا لفظی

بازنشر : سایت آموزشی من و کودک

ManoKoodak.ir

ارسال پاسخ

admin
سلام ؛ به من و کودک | تخصصی ترین سایت روانشناسی کودکان خوش آمدید