info@manokoodak.ir
امروز : یکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷
بازی درمانیبازی و سرگرمی

داستان گربه دستیار دامپزشک

65بازدید

Cat Veterinarian story

 

در این داستان خواهید دید گربه دستیار چطور به دامپزشک کمک می‌کند

یک خانم کهن سال،  با یک مرغ نیمه جان،  وارد مطب دامپزشک جراح شد.  اسم آن مرغ خانم پوکت بود.  خانم کهن سال، مرغ را به آهستگی روی تخت معاینه ‌گذاشت و آقای دامپزشک ، گوشی مخصوص معاینه قلب را روی قفسه سینه مرغ قرار داد و به صدای قلب مرغ گوش داد.  اما هیچ صدایی نمی‌شنید. آقای دامپزشک، بعد از اینکه چند بار مرغ را لمس کرد،  به خانم کهن سال نگاه  کرد و بعد از چند ثانیه‌  با چهره ای ناراحت ‌گفت:   خیلی متاسفم.  خانم پوکت دیگر زنده نیست. او مرده است.

خانم کهن سال به شدت پریشان شد و شروع به گریه کردن نمود و ‌گفت : آیا مطمئن هستید خانم پوکت دیگر زنده نیست؟ آیا کاری هست که بشود برایش انجام داد؟

دکتر گفت:  بله. مطمئن هستم که مرغ شما فوت کرده است و از این بابت متاسفم.

اما خانم کهن سال، با سماجت و اعتراض ‌گفت : چطور ‌می‌توانی اینقدر مطمئن باشی در حالیکه حتی یک آزمایش هم انجام نداده‌ای؟ شاید مرغ من فقط غش کرده و در حالت کُما است.  من ‌می‌خواهم که بازهم آزمایشات لازم را انجام دهی.

دامپزشک متوجه‌ی  پریشان حالی خانم کهن سال ‌شد اما کاری از دستش بر نمی‌آمد و نمی‌توانست  بیش از این،  زمانش را برای یک مرغ مرده هدر بدهد اما با این وجود، از اتاق بیرون رفت و بعد از مدتی با یک سگ سیاه وارد اتاق شد.

خانم کهن سال با تعجب به سگ نگاه ‌ می‌کرد.  سگ سیاه روی پنجه پا ایستاد و شروع کرد به بو کردن مرغ.  بعد از مدتی سگ به سمت دکتر نگاه کرد در حالیکه چهره‌اش غمگین بود سرش را تکان داد.  دامپزشک متوجه منظور سگ شد و او را از اتاق بیرون برد و سپس با یک گربه برگشت. او  گربه دستیار دامپزشک بود.

دامپزشک، گربه دستیار خود  را روی تخت معاینه، کنار مرغ قرار داد طوریکه گربه‌ می‌توانست خیلی دقیق به مرغ نگاه کند. گربه دستیار از طریق چشمهایش، مشغول اسکن مرغ شد.

گربه دستیار چند ثانیه‌ای با دقت به مرغ نگاه کرد و سپس از روی تخت پایین پرید و بدون هیچ صدایی از اتاق دامپزشک خارج شد. آقای دامپزشک، متوجه منظور گربه‌ دستیار  هم شد.

وقتی گربه دستیار از اتاق خارج شد، آقای دامپزشک به سمت خانم کهن سال نگاه کرد و گفته‌ی قبلی خودش را مجددا تکرار کرد و گفت: همانطور که قبلا هم گفتم، متاسفانه مرغ شما دیگر زنده نیست. خانم پوکت مرده است.

سپس آقای دامپزشک پشت ‌میزش نشست و مبلغ  ویزیت دکتر را روی یک قبض نوشت و به خانم کهن سال داد.

خانم کهن سال درحالیکه همچنان در حالت شوک بود، قبض را گرفت و با داد و فریاد گفت : چی؟  ۲۰۰ دلار؟؟؟

دکتر گفت : بله ۲۰۰ دلار.

خانم کهن سال، سرش را با عصبانیت تکان ‌‌داد و  به دکتر گفت: ۲۰۰ دلار فقط برای اینکه بگویی مرغ من خانم پوکت مُرده است؟

دکتر شانه اش را بالا انداخت و گفت:  شما  اگر همان اول حرفم را قبول ‌می‌کردید  هزینه‌ی معاینه  فقط ۳۰ دلار بود اما با آزمایش  بو که سگ انجام داد و اسکن چشم  که گربه دستیار انجام داد، هزینه‌ی شما بیشتر شد.

گربه‌ها

redmag.ir

ManoKoodak.ir

من و کودک | سایت آموزشی کودکان

 

 

ارسال پاسخ

admin
سلام ؛ به من و کودک | تخصصی ترین سایت روانشناسی کودکان خوش آمدید